عزت الله مولايى نيا همدانى

423

نسخ در قرآن ( فارسى )

دست مردم بوده و در دسترس آنان قرار گرفته ؟ امت اسلامى را آگاه ساخته و مسأله را كاملا روشن كرده و راه هيچ‌گونه ترديدى را در آن باقى نگذاشته‌اند ، از اين رو منكران وقوع نسخ در قرآن ، با تمام تلاش و كوششى كه از خود به خرج داده‌اند نتوانسته‌اند حتى يك دليل براى مقاصد باطل خود بيابند ، زيرا همهء جوانب قضيه در فرهنگ گستردهء قرآن و سنت و تاريخ ، از هر جهت واضح و روشن بوده و جاى هيچ‌گونه شك و ترديدى و يا بهانه‌جويى نيست . از اين رو اين گروه براى رسيدن به مقاصد خويش دست به يك كار بسيار خطرناكى زده و تمامى ادلهء قرآن و حديثى را با توجيه و تأويل ، بىپايه و غير علمى و نامعتبر ، تحريف معنوى نموده و دلالت آنها را با توجيه و تأويل دور از انصاف زير سؤال برده و به نفع خود معنا و تفسير نموده‌اند و لكن لغت و اصطلاح و اجماع و عقل و دلالتهاى وضعى لفظى مقبول عند الكل ، همه آن تأويلات و توجيهات را مردود دانسته و به هيچ وجه نمىپذيرد ، لذا منكران نسخ در برابر اين همه دلايل قاطع قرآنى و عقلى و سنّتى ، حتى يك دليل پذيرفته شده در منطق دين ، علم و عقل براى مقصد خود ندارند . و اين حقيقت را ما در فصلهاى سوم ، چهارم ، پنجم و ششم همين بخش با دلايل علمى و استدلالهاى عقلى و براهين مقبول عند العامه ، به اثبات رسانيده ، و روشن كرديم كه براى هر پژوهشگر منصفى ، مسأله كاملا روشن و بديهى است . آخرين دليل بر وقوع نسخ در قرآن سيرهء نبوى - صلّى اللّه عليه و آله - بالأخره براى حسن ختام آخرين دليل اثبات وقوع نسخ در قرآن ، همان سيرهء عملى رسول خاتم - صلّى اللّه عليه و آله - و ائمهء اهل بيت - صلوات عليهم اللّه - مىباشد كه در مورد برخى از احكام تشريعى قرآن ، به تواتر براى امت اسلامى گزارش شده است ؛ يعنى التزام عملى به احكام ناسخ و اهمال عملى نسبت به برخى از احكام منسوخ و ترك آن در مقام عمل ، به گواهى فقهاى اسلام از فريقين ؛ چرا كه بر مبناى آن عمل ، پايه‌هاى فقهى خود را استوار